شمارهٔ ۱ - در ستایش رب العالمین
ای وجودت به ذات خود قایم ذات پاک تو قایم و دایم اول و آخر و قدیم و عظیم خالق و رازق و کریم و رحیم ظاهر و باطن و غفور و ودود قادر و کاینات را معبود حی و قیوم و مبدع اشیا ای ز فیض تو
۱۵ شعر از همام تبریزی
ای وجودت به ذات خود قایم ذات پاک تو قایم و دایم اول و آخر و قدیم و عظیم خالق و رازق و کریم و رحیم ظاهر و باطن و غفور و ودود قادر و کاینات را معبود حی و قیوم و مبدع اشیا ای ز فیض تو
واعظانی که اهل تحقیقند به مواعظ کلید توفیقند یافتند از خدای عز و جل عقل و ایمان وذوق وعلم وعمل روز و شب کار بندگی دارند وز بیان آب زندگی بارند از نفس چون مسیح جان بخشند مایه علم از
دل ربایی به دل نوازی کن پای ها بوس و سرفرازی کن کز تواضع بلندقدر شوی در نظرها چو ماه بدر شوی مه چو در آسمان زیر نشست بافت از مهر تربیت پیوست مهرش از نور خلعتی بخشید ظلمت جرم مه بپو
آرزوهاست در دلت پنهان انها من سلاسل الشیطان که به دوزخ بدان کشند تو را ان تکن منکر فسوف تری دل به دنیا چو مشتغل گردد جوهرش تیره تر ز گل گردد دل که می گردد از هوا خالی از محبت می شو
گفتن از بهر کار در کار است ورنه اینجا چه جای گفتار است مهر مجنون و گرمی فرهاد تا قیامت کنند مردم یاد ذکر لیلی و قصه شیرین بهر آن است چون شکر شیرین که به شهوت نظر نیالودند نیک نفسان