شمارهٔ ۶ - ترجیع بند ششم
حسین خوارزمیطلع العشق من ورای حجاب
فافتحوالعین یا اولی الالباب
همه آفاق از تجلی عشق
پر شد از آفتاب عالمتاب
دوست در خانه بی حجاب نشست
عینوالحافظین عند الباب
صار دارالسلام منه البیت
فاد خلوا فیه ایها الا حباب
واسمعوا من لسان رحمته
طبتمواخالدین یا اصحاب
بی ادب بر بساط پای منه
عشق خود چیست سربسر آداب
بهر مهمانیش مهیا ساز
از دل و دیده ات کباب و شراب
بهر تو گر خراب گشت حسین
گنج شاهی بجو بکنج خراب
عشق معنی شناس پیدا کن
شمارهٔ ۶ - ترجیع بند ششم - حسین خوارزمی | ناهیدبعد از آن این حدیث را دریاب
که جهان صورتست و معنی یار
جان کن ایثار اگر وفا داری
او چو یک لحظه نیست از تو جدا
چند خود را از او جدا داری
که جهان صورتست و معنی یار
در هدایه از او روایت نیست
زان مصاحف که سر عشق در اوست
حسن معشوق را چو نیست کران
هر دم از درد او بنال حسین
که جهان صورتست و معنی یار
روح ما را سکینه بخش از راح
مطر با زخمه ای بزن که از اوست
جان از آن جرعه هاست دل زنده
سینه مشکوة و دل زجاجه اوست
لوح دل را بشو حسین از غیر
تا به بینی نوشته بر الواح
که جهان صورتست و معنی یار
بگذر از خود که در حریم وصال
از چه سرگشته اندر این جویی
که جهان صورتست و معنی یار
طرفه بی نام و بی نشان که منم
بوالعجب ظاهر و نهان که منم
دو جهان اندر آن جهان که منم
در چنین بحر بیکران که منم
بزبان نامده است آن که منم
آنچه دانسته ای بدان که منم
در چنین ملک جاودان که منم
کو کنار اندر این میان که منم
گر بگویم در این بیان که منم
که جهان صورتست و معنی یار
اندر این خاکدان چه میپایی
کمترین آشیانه ات سدره است
قدسیان بر تو جمله رشک برند
قطره ای چون ببحر غرقه شوی
هم تو در خود جمال ما بنگر
که جهان صورتست و معنی یار
قطره ای گوهری کنیم از آنک
که جهان صورتست و معنی یار
همه تن چشم گشته ام ای عشق
تو بهر چهره ای نموده جمال
که جهان صورتست و معنی یار