شمارهٔ ۱۲۰
این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش جان دهم شکرانه چون دیدم رخ جانان خویش دیگران گر سیم و زر آرند از بهر نثار من نثار حضرت جانانه سازم جان خویش دارم از دیده شرابی و کبابی از جگر تا...

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سدههای هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد. در حوادث زندگانی خوارزمی آوردهاند که در زمان شاهرخ میرزا بعضی از فقهای حنفیه به سبب بیتی از اشعارش وی را تکفیر کردند و او را به هرات خواندند. وی توانست اعتراض مدعیان را پاسخ دهد و از آن بلیه رهایی یابد اما ازبکان او را رها نکردند تا سرانجام در سال ۸۴۰ هجری قمری در خوارزم وی را به زخم تیغ از پای درآوردند. از آنجا که تخلص حسین خوارزمی در اشعارش «حسین» بوده است اشعار وی به اشتباه به نام دیوان حسین بن منصور حلاج منتشر و معروف شده است. حال آن که حلاج دیوان شعر فارسی ندارد و اساساً پیش از یا همزمان با آغاز عصر ادبیات نوین فارسی بعد از اسلام میزیسته است. ضمناً مفاد اشعار حسین خوارزمی و زبان آنها تناسبی با دورهٔ زندگی حلاج ندارد.
دلا اگر نفسی می زنی به صدق و صفا به جان بکوش که باشی غلام اهل وفا بهر قبیله چه گردی اگر تو مجنونی بیا و قبله گزین از قبیله لیلا چو تشنه لب به بیابان هلاک خواهی شد غنیمتی شمر ای دوس...