بخش ۳۶ - مقاله هشتم در اشارت به عزلت مشتمل بر عزت که بی «عین » علم زلت است و بی «زای » زهد علت
جامیای چو گلت جیب به چنگ خسان
دامن صحبت بکش از ناکسان
گرچه ز آغاز گشادت دهند
عاقبت الامر به بادت دهند
غنچه وش از همنفسان لب ببند
خیره چو گل در رخ هر کس مخند
جلوه مده همچو خور انوار خویش
باش چو سایه پس دیوار خویش
بر کس و ناکس به حریم خمول
قفل کن ابواب خروج و دخول
دیر نشین باش چو عیسی دمان
خانه بپرداز ز نامحرمان
گر بود اندر بن غاریت جای
حلقه مارت شده زنجیر پای
به که به هر حلقه نهی پای خویش
محفل هر سفله کنی جای خویش
