بخش ۱ - آغاز
قبله همت خدای شناس هست بر نعمت خدای سپاس خاصه بر نعمتی که دیر بقاست در جهان تا جهان به جاست به جاست چیست آن نکته های هوشیاران نظم و نثر بدیع گفتاران نیست شغلی پس از سپاس خدای بهتر
۶۲ شعر از جامی
قبله همت خدای شناس هست بر نعمت خدای سپاس خاصه بر نعمتی که دیر بقاست در جهان تا جهان به جاست به جاست چیست آن نکته های هوشیاران نظم و نثر بدیع گفتاران نیست شغلی پس از سپاس خدای بهتر
ای ز تو شق خرقه ماه منیر پیش تو مهر آمده فرمان پذیر قصر نبوت به تو چون شد بلند کسر به مقصوره کسری فکند چتر فرازنده فرقت سحاب سایه نشین چتر تو را آفتاب سایه ندیدت به زمین هیچ کس نور
ای به سرا پرده یثرب به خواب خیز که شد مشرق و مغرب خراب رفته ز دستیم برون کن ز برد دستی و بنمای یکی دستبرد توبه ده از سرکشی ایام را باز خر از ناخوشی اسلام را مهد مسیح از فلک آور به
ای عربی نسبت امی لقب بنده تو هم عجم و هم عرب رشک خوری تافته از اوج ناز مغرب تو یثرب و مشرق حجاز گرد سرت ابطحی و یثربی خاک درت مشرقی و مغربی تیغ عرب زن که فصاحت تو راست صید عجم کن ک