بخش ۸ - لباس ضراعت پوشیدن و در اقتباس نور شفاعت کوشیدن
جامیز مهجوری برآمد جان عالم
ترحم یا نبی الله ترحم
نه آخر رحمت للعالمینی
ز محرومان چرا فارغ نشینی
ز خاک ای لاله سیراب برخیز
چو نرگس خواب چند از خواب برخیز
برون آور سر از برد یمانی
که روی توست صبح زندگانی
شب اندوه ما را روز گردان
ز رویت روز ما فیروز گردان
به تن در پوش عنبر بوی جامه
به سر بربند کافوری عمامه
فرو آویز از سر گیسوان را
فکن سایه به پا سرو روان را
ادیم طایفی نعلین پا کن
شراک از رشته جانهای ما کن
جهانی دیده کرده فرش راهند
چو فرش اقبال پابوس تو خواهند
