شمارهٔ ۶ - بهر شاه جهان جهان شاه است
جامیبده ساقی آن جام گیتی نمای
که هستی ربای و مستی فزای
به مستی ز هستی رهاییم ده
به مستان عشق آشناییم ده
بزن مطرب آن نغمه دلنواز
که در پرده دل بود پرده ساز
به شکرانه کز پرده گفت و گوی
عروسان معنی نمودند روی
ز گلزار فردوس آمد گلی
به نزهتگه بینوا بلبلی
ز باران جود و سحاب کرم
زلال بقا یافت خاک دژم
ز دریای اسرار فیض جدید
به لب تشنگان سواحل رسید
سخن کوته از زاده طبع شاه
که دانش مآب است و عرفان پناه
همایون کتابی چو درجی ز در
رسید از گهرهای تحقیق پر
در او هم غزل درج هم مثنوی
هم اسرار صوری و هم معنوی
شده طالع از مطلع هر غزل
فروغی تباشیر صبح ازل
