شمارهٔ ۴۴جامیقطعاتبه نان خشک کاوردی به پیشمچرا باشی به جود خویش غرهکماج خیمه را ماند که نتوانز وی کندن به دندان نیم ذرهچو نان تو ز چوب آمد چه بودیکه بودی زآهنم دندان چو اره