شمارهٔ ۲ - مناجات
جامیایا کاشف الاسرار و یا فایض الانوار
ویا مقصد الابرار و یا مونس الاحرار
منم مانده گرفتار بدین نفس خطاکار
به رحمت نگهم دار ازین دشمن غدار
ایا غافر من تاب و یا مؤیل من آب
ویا حاضر من غاب و یا جابر من خاب
منم روی در اسباب ز غفلت شده بی تاب
کرم کن که ازین خواب رهم با دل بیدار
لک الرحمة و الجود بک العالم موجود
به نورک مشهود له وجهک مسجود
دل من که نپیمود بجز راه تو تا بود
ندارد ز تو مقصود بجز دولت دیدار
ایا مبدع الارواح و یا خالق الاشباح
ویا فالق الاصباح فؤادی بک یرتاح
بود لطف تو مفتاح پی مخزن افراح
سزد نور تو مصباح درین موطن اکدار
فؤادی بک مسرور علی حبک مفطور
ودادی لک موفور ولا کذب و لا زور
خوش آن عاشق مهجور که همچون من رنجور
ز پندار خودی دور کشد بر در تو بار
