بخش ۱
حکمت در وجود سلاطین ظهور نصفت و عدالت است نه ظهور به صفت عظمت و جلالت نوشیروان با آنکه از دین بیگانه بود در عدل و راستی یگانه بود لاجرم سرور کاینات - علیه افضل الصلوات - تفاخر کنان
۲۰ شعر از جامی
حکمت در وجود سلاطین ظهور نصفت و عدالت است نه ظهور به صفت عظمت و جلالت نوشیروان با آنکه از دین بیگانه بود در عدل و راستی یگانه بود لاجرم سرور کاینات - علیه افضل الصلوات - تفاخر کنان
میان معاویه و عقیل بن ابی طالب دوستی تمام بود و مصاحبت بر دوام روزی در راه محبتشان خاری افتاد و بر چهره مودتشان غباری نشست عقیل از معاویه ببرید و از آمد و شد مجلس او پای درکشید معا
حجاج در شکارگاهی از لشکریان جدا افتاد و به تلی برآمد دید که اعرابی نشسته و از خرقه خود جنبندگان می چیند و شتران گرد او می چرند چون شتران حجاج را بدیدند برمیدند اعرابی سر بالا کرد خ
یزدجرد پسر خود بهرام را در موضعی دید از حرم خود که مناسب نبود وی را فرمود که بیرون رو و حاجب را سی تازیانه بزن و از در پرده سرا دور کن و کسی دیگر را نام برد که وی را به جای او بنشا
وزیر هرمز بن شاپور به وی نامه نوشت که بازرگانان دریابار جواهر بسیار آورده اند و آن را به صد هزار دینار برای پادشاه خریده ایم شنیده ام که آن را پادشاه نمی خواهد اگر راست است فلان با