بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونت
اجازت داد پور خرد خود را که رو بنمای دست برد خود را نود لک نره دیوان همرهش داد که بر بندند ره بر زاده باد خروشان حلقه حلقه صف شکن پیل به کوه آموخته جوشانی نیل به پشت پیل چتر لعل و
۱۲۲ شعر از ملا مسیح پانیپتی
اجازت داد پور خرد خود را که رو بنمای دست برد خود را نود لک نره دیوان همرهش داد که بر بندند ره بر زاده باد خروشان حلقه حلقه صف شکن پیل به کوه آموخته جوشانی نیل به پشت پیل چتر لعل و
یک اسپه تاخت اندرجت به میدان نکرده التفات فوج چندان نخستین چون حریف خویش را دید نکرده جنگ شرح حال پرسید بگو نام و نشان خویش با ما به پای خود اجل آوردت ای نجا جوابش داد شیر اژدها زو
کمندی داشت اندرجت عدو گیر که چون حق نمک گشتی گلوگیر دهان مار بود آن حلقه پر درد که باد از وی نیارستی گذر کرد چو زلف ماهرویان یکجهان دام محبت برده گیرایی ازو وام خیالش گر به چشم اند
ز قصر خویش راون در نظاره بدید آن لشکر آتش عیاره نه لشکر یک جهان ی قابض روح به کشتن توأمانی قابض روح گلویش را نفس زد تیغ زهراب چراگاه کله پر شد ز قصاب از آن دهشت دلش از پا در افتاد