شمارهٔ ۲۶۸ - قصیده دیگر در مدح ملک ارسلان
مسعود سعد سلمانملک ملک ارسلان
ساکن روض الجنان
شاه زمانه فروز
خسرو صاحبقران
رایت و رایش بلند
دولت و بختش جوان
همت او آفتاب
رتبت او آسمان
مطرب راهی بزن
راوی بیتی بخوان
فی ملک عدله
یخدمها النیران
ای بدل اردشیر
وی عوض اردوان
بنده امرت سپهر
بسته حکمت جهان
ای ملک کامران
خسرو صاحبقران
دوش به خواب اندرون
وقت سپیده دمان
آمد نزد رهی
روان نوشیروان
گفت که مسعود سعد
شاعر چیره زبان
دیدی عدلی که خلق
