شمارهٔ ۲۸۰ - مدحتگری
مسعود سعد سلمانای نصرت و فتح پیش برکرده
تن پیش سپاه دین سپر کرده
بر دست نهاده عمر شیرین
جان گرد میان خود کمر کرده
از ملتان تا به حضرت غزنین
بر مایه نصرت و ظفر کرده
نه لشکر بیکران به هم خوانده
نه مردم بی عدد حشر کرده
از لشکر ترک و هند و افغانان
بر باره هزار شیر نر کرده
وز بهر شکار بد سگالان را
چون گرسنه شیر پر خطر کرده
بگرفته عنان دولت سلطان
توفیق خدای راهبر کرده
بر دشت زمرد جنگ سد بسته
در کوه به تیغ تیز درکرده
