بخش ۷ - هندو جواب داد
نصرالله منشیهندو جواب داد که همچنین است و تو اگر چه مراد خویش مستور می داشتی من آثار آن می دید م لکن هوای تو باظهار آن رخصت نداد و اکنون که تو این مباثت پیوستی اگر بازگویم از عیب دور باشد و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ماببری و پادشاه شهر خویش را بنگنجهای حکمت مستظهر گردانی و بنای آن بر مکر و خدیعت نهاده ای اما من در صبر و مواظبت تو خیره مانده بودم و انتظار می کردم تا مگر در اثنای سخن از تو کلمه ای زاطد که باظهار مقصود ماند البته اتفاق نیفتاد و بدین تحفظ و تیقظ اعتقاد من در موالات تو صافی تر گشت چه هیچ آفریده را چندین حزم و خرد و تمالک و تماسک نتواند بود خاصه که در غربت و در میان قومی که نه ایشان او را شناسند و نه او بر عادات و اخلاق ایشان وقوف دارد
