بخش ۲ - ترسیدن شیر از بانگ شنزبه
نصرالله منشیو در امثال آمده است که اذا اعشبت فانزل چون یکچندی آنجا ببود و قوت گرفت و فربه گشت بطر آسایش و مسی نعمت بدو راه یافت و به نشاط هرچه تمامتر بانگی بکرد بلند و در حوالی آن مرغزار شیری بود و با او وحوش و سباع بسیار همه در متابعت و فرمان او و او جوان و رعنا و مستبد به رای خویش هرگز گاو ندیده بود و آواز او ناشنوده چندانکه بانگ شنزبه به گوش او رسید هراسی بدو راه یافت و نخواست که سباع بدانند که او می بهراسد برجای ساکن می بود و به هیچ جانب حرکت نمی کرد
