بخش ۴
نصرالله منشیدمنه گفت بدانستم لکن هرکه به ملوک نزدیکی جوید برای طمع قوت نباشد که شکم به هرجای و به هرچیز پر شود
و هل بطن عمرو غیر شبر لمطعم
فایده تقرب به ملوک رفعت منزلت است و اصطناع دوستان و قهر دشمنان و قناعت از دنایت همت و قلت مروت باشد
از دنایت شمر قناعت را
همتت را که نام کرده ست آز
و هرکه را همت او طعمه است در زمره بهایم معدوم گردد چون سگ گرسنه که به استخوانی شاد شود و به پاره ای نان خشنود گردد و شیر باز اگر در میان اشکار خرگوش گوری بیند دست از خرگوش بدارد و روی به گور آرد
با همت باز باش و با رای پلنگ
زیبا به گه شکار پیروز به جنگ
و هرکه به محل رفیع رسید اگرچه چون گل کوتاه زندگانی باشد عقلا آن را عمر دراز شمرند به حسن آثار و طیب ذکر و آنکه به خمول راضی گردد اگر چه چون برگ سرو دیر پاید به نزدیک اهل فضل و مروت وزنی نیارد
