بخش ۳۳
نصرالله منشیدمنه گفتوجه دفع چه می اندیشی گفتجز جنگ و مقاومت روی نیست که اگر کسی همه عمر بصدق دل نماز گزارد و از مال حلال صدقه دهد چندان ثواب نیاید که یک ساعت از روز از برای حفظ مال و توقفی نفس در جهاد گذارد من قتل دون ماله فهو شهید و من قتل دون نفسه فهو شهید چون بجهاد که برای مال کرده شود سعادت شهادت و عز مغفرت می توان یافت جایی که کارد باستخوان رسد و کار بجان افتد اگر از روی دین و حمیت کوششی پیوسته آید برکات و مثوبات آن را نهایت صورت نبندد و وهم از ادراک غایت آن قاصر باشد
دمنه گفتخردمند در جنگ شتاب و مسابقت و پیش دستی و مبادرت روا ندارد و مباشرت خطرهای بزرگ اختیار صواب نبیند و تا ممکن گردد اصحاب رای بمدارا و ملاطفت گرد خصم درآیند و دفع مناقشت بمجاملت اولی تر شناسند ودشمن ضعیف را خوار نشاید داشت که اگر از قوت و زور درماند بحیلت و مکر فتنه انگیزد و استیلا و اقتحام و تسلط و اقدام شیر مقرر است و از شرح و بسط مستغنی و هرکه دشمن را خوار دارد و از غایلت محاربت غافل باشد پشیمان گردد چنانکه وکیل دریا گشت از تحقیر طیطوی شنزبه گفت چگونه
گفت
