بخش ۱۳
نصرالله منشیو پادشاه موفق آنست که تامل او از خواتم کارها قاصر نیاید و نظر بصیرت او به اواخر اعمال محیط گردد و نهمت به اختیار کم آزاری و ایثار نکوکاری مصروف دارد و سخن بندگان ناصح را استماع نماید
بد کاستن و نیک فزودن باید
زیرا که همی کشت درودن باید
و معلوم است که ملک به رای صایب و فکرت ثاقب خویش مستقل است و از شنودن این ترهات مستغنی و هر مثال که دهد جز به تلقین دولت و الهام سعادت نتواند بود و به دست بندگان همین است که در تقریر نصایح اطناب لازم شمرند مگر بعضی از حقوق اولیای نعم به ادا رسد و بنده این قدر مقرر می گرداند که اگر رای ملک بیند که زبان های خاص و عام ثنای او را گویان باشد و دل های او را جویان
هر کجا فریاد خیزد مقصد فریاد باش
سایه بر مظلوم گستر آفتاب داد باش
و شاه ازین موعظت مستغنی است و این غلو بدان رفت تا برای یک زن چندین فکرت به ضمیر مبارک راه ندهد که از تمتع دوازده هزار زن که در خدمت سرای اند باز ماند و ازان فایده ای حاصل نیاید
