بخش ۲
نصرالله منشیآورده اند که چهار کس در راهی یک جا افتادند اول پادشاه زاده ای که آثار طهارت عرق و شرف منصب در حرکات و سکنات وی ظاهر بود و علامات اقبال و امارات دولت عرق و شرف منصب در حرکات و سکنات وی ظاهر بود و علامات اقبال و امارات دولت در افعال و اخلاق وی واضح و استحقاق وی منزلت مملکت و رتبت سلطنت را معلوم عالمی در یک قبا و لشکری در یک بدن
دوم توانگر بچه ای نوخط که حور بهشت پیش جمالش سجده بردی و شیر سوار فلک پیش رخسار ش پیشاده شدی طراوتی با لطافت لباقتی بی نهایت
من غلام آن خط مشکین که گویی مورچه
پای مشک آلود بر برگ گل و نسرین نهاد
و سوم بازرگان بچه ای هشیار کاردان وافر حزم کامل خرد صایب رای ثاقب فکرت
و چهارم برزیگر بچه ای توانا با زور و در ابواب زراعت بصارتی شامل و در اصناف حرایت هدایتی تمام در عمارت دستی چون ابر نیسان مبارک و در کسب قدمی مانند کوه ثهلان ثابت
و همگنان در رنج غربت افتاده و فاقه و محنت دیده
