۶- در سبب نظم کتاب
ناصر بخاراییشبی اختر بخت تابنده بود
سعادت نظر بر من افکنده بود
فلک داد در دست بختم عنان
ز سعدین در برج طالع قران
نشسته به صدر قضا مشتری
شده زهره مشغول خنیاگری
عطارد گرفته ز حرفم سبق
مه از دفتر من شده یک ورق
رسیده مرا تاج دولت به سر
من از خواب غفلت از او بی خبر
به من هاتفی گفت در نیم شب
که از خواب برخیز ای بی ادب
چو نرگس چه جویی ز مستی و خواب
چو سنبل چرایی تو در پیچ و تاب
چو سرو از دو عالم رو آزاد باش
وگر نه چو گل پست بنیاد باش
