بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
الهی خنده ام را نالگی ده سرشکم را جگر پر کالگی ده نفس را جلوه آه جگر بخش نظر را سوی خود راه سفر بخش بجز عشق ار همه وحی است و اعجاز از او خلوت گه دل را بپرداز دلم را عندلیب آوازه گر
۱۵ شعر از نوعی خبوشانی
الهی خنده ام را نالگی ده سرشکم را جگر پر کالگی ده نفس را جلوه آه جگر بخش نظر را سوی خود راه سفر بخش بجز عشق ار همه وحی است و اعجاز از او خلوت گه دل را بپرداز دلم را عندلیب آوازه گر
چمن پیرای این آتش هوا باغ نمک سود این چنین سازد گل داغ که چون این قصه در عالم سمرشد شه کار آزمایان را خبر شد که دلکش دختری نادیده ایام لب از جلاب طفلی شیر آشام درش در طبع نیسان قطر
طلب کرد آن بت کافر لقب را به کوثر بار داد آن تشنه لب را به فرمان شه آمد آتش آلود چو سرکش شعله ای پیچیده در دود خرامان شد چو گل بر تخت آتش به دستی جان به دستی لخت آتش قد چون شعله بر
اطاعت پیشگان شاهزاده به طاعت نقد جان بر کف نهاده چو از شه نغمه رخصت شنیدند به سوی هیمه چون آتش دویدند ز بس چیدند بر هم صندل و عود جهان پر شد ز دود عنبر آلود کم از مژگان به هم سودن