بخش ۴۱
عمان سامانیدر بیان محاربه ی آن موحد صاحب یقین در میدان مشرکین و پیغام آوردن جبرییل امین از حضرت رب العالمین و افتادن آن حضرت از زین بر زمین سلام الله علیه الی یوم الدین
گشت تیغ لامثالش گرم سیر
از پی اثبات حق و نفی غیر
ریخت بر خاک از جلادت خون شرک
شست ز آب وحدت از دین رنگ و چرک
جبرییل آمد که ای سلطان عشق
یکه تاز عرصه ی میدان عشق
دارم از حق بر تو ای فرخ امام
هم سلام و هم تحیت هم پیام
گوید ای جان حضرت جان آفرین
مر تر ابر جسم و بر جان آفرین
محکمی ها از تو میثاق مراست
رو سپیدی از تو عشاق مراست
این دویی باشد ز تسویلات نفس
