taban
۲ خرداد ۱۴۰۵
سلام داستان قشنگی بود
قسمت: قسمت ۴۲

سمیه بهارلو(راوی)
داستان دختری در یک خانواده سنتی و پر تنش است که در روزمرگی زندگی اش چالش های زیادی را پشت سر میگذارد، از جمله عشق و خیانت..... داستان از سال ۱۳۴۶ آغاز میشود و تا سال ۱۳۶۵ ادامه دارد.
ادامه با اشتراک ناهید
۴۱ قسمتِ باقیمانده، بدون محدودیت و بیآگهی. با اشتراک ناهید همهٔ کتابخانه باز میشود.
taban
۲ خرداد ۱۴۰۵
سلام داستان قشنگی بود
قسمت: قسمت ۴۲
HZ
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
داستان خیلی زیبا بود ولی در مورد ارغوان و گذشت و مهربانی او به نظرم اغراق شده بود و دایم یاد داستان بامداد خمار میافتادم.
قسمت: قسمت ۴۱
کاربر ناهید
۱۰ فروردین ۱۴۰۵
درود بر شما . صداتون دلنشین بود رمان هم همراه با جزییات تصور دقیقی از شخصیت های داستان به وجود می اورد. اما شخصیت سینا تا حدی برام اغراق امیز جلوه می کرد.
قسمت: قسمت ۴۲
کاربر ناهید
۶ فروردین ۱۴۰۵
سلام وخدا قوت عالی بود نفست گرم بانوی
قسمت: قسمت ۴۲
کاربر ناهید
۶ فروردین ۱۴۰۵
هم موضوع رمان جالب بود هم خوانش زیبایی داررین شخصیتهای رمانو دوست داشتم به خصوص ارغوان
قسمت: قسمت ۴۲
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.