گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۲۳۰۱
دل می ده و بر می خور از دلبر و دل بر به
غزل شمارهٔ ۲۴۶۰
تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی
ای خایه به دست تو اسیرمبنموده ای از جماع سیرم
شمارهٔ ۱۵۵
مخور اندوه آن که چیزی نیست
بخش ۵
که تا تأثیر چادر را بدانی
رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بساط دوشین بود
چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
بخش ۲
که منزل می کنی در باغ خونی
غزل شمارهٔ ۱۷۹۸
ای دلبر و دلدار من ای محرم و غمخوار من
غزل شمارهٔ ۱۶۶۰
ای دل و دلدار چونت یافتم
غزل شمارهٔ ۳۳۷
بر سر آتش نه غریب است جوش
بخش ۴
پریشان شد همه افکار مخلص
دیشب دو نفر از رفقا آمده بودنددر محضر من ساخته بر ماحضر از من
غزل شمارهٔ ۵۷۹
دل باز نمی یابم دلدار نمی بینم
غزل شمارهٔ ۸۳۴
تاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی
رباعی ۱۰۲
و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است
اولدوز سایاراق گوزله میشم هر گیجه یاریگج گلمه ده دیر یار یینه اولموش گیجه یاری
چو آگه گشت ویس از رفتن رامبه چشمش بام تیره گشت چون شام
ایذن ویر توی گیجه سی من ده سنه دایه گلیمال قاتاندا سنه مشاطه تماشایا گلیم
دوبیتی شمارهٔ ۳۱
درخت شادکامی بی ثمر رفت
شمارهٔ ۴۷۹
چو جوش باده دایم اضطراب ساکنی دارم
هر کس که نمود جنده بازیدایم به ذکر علیل باشد
غزل شمارهٔ ۱۰۶۲
خودشناسی بحر را در قطره پیدا کردن است
غزل شمارهٔ ۷۳۱
عشقیست در این جان که به صد جان نتوان داد