کاربر ناهید
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
عالی بود عزیزم .شماهم خسته نباشی عزیزم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
قسمت: قسمت ۷۸

الهام خوشابی(راوی)
درشیرازدختری به نام آبان بودکه باپدرومادری وبرادرکوچکی که از همسردوم پدرش بود زندگی میکردبه دلایلی چندسالی روکنارمادربزرگش زندگی میکنه و دوباره برمیگرده کنار پدروخانواده اش ولی باز مشکلات شروع میشود
ادامه با اشتراک ناهید
۸۳ قسمتِ باقیمانده، بدون محدودیت و بیآگهی. با اشتراک ناهید همهٔ کتابخانه باز میشود.
کاربر ناهید
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
عالی بود عزیزم .شماهم خسته نباشی عزیزم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
قسمت: قسمت ۷۸
sh.b
۲۰ خرداد ۱۴۰۵
💖💖
قسمت: قسمت ۷۳
کاربر ناهید
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
وقت بخیر ، ببخشید ایشون قسمتهای لهجه دار با چه لهجه ای صحبت میکنن، از خانم اصغریان تعجب میکنم که تعریف از خوانش کردن، داستان میتوونین دلنشین باشه بشرط اینکه یکی دیگه از خانمها افشاری ، کاظمی میخوندن
قسمت: قسمت ۱
محترم سادات
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
درود چرا وقتی امادگیه کاری را ندارید به عهده میگیرید بقیه داستان چه شد بعضی ها براشون مهم نیست ولی برای من که تنها سرگرمیه شبهامه مهمه کاش همه مثل خانوم گلکار بودند شاید دیر بشه ولی سوخت نمیره
قسمت: قسمت ۷۱
ملکه خانیان
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
سلام خواهش می کنم بقیه داستان رو بزارید ما منتظریم
قسمت: قسمت ۷۱
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.