فرحناز طاهری
۳ مرداد ۱۴۰۴
آفرین
قسمت: قسمت ۲

فرشته شریفیان(نویسنده)
عسل هوا آفتابی بود؛ از خواب بیدار شدم، کمی در رختخواب نشستم و با خود گفتم: _ وای!!! ساعت چنده؟ دیرم شده.احساس عجیبی داشتم. به اطراف که نگاه کردم؛ دختر وهمسرم نبودند. بدنم خسته و کوفته شده بود و ذهنم
ادامه با اشتراک ناهید
۱ قسمتِ باقیمانده، بدون محدودیت و بیآگهی. با اشتراک ناهید همهٔ کتابخانه باز میشود.

داستان
نویسنده: فرشته شریفیان
عسل هوا آفتابی بود؛ از خواب بیدار شدم، کمی در رختخواب نشستم و با خود گفتم: _ وای!!! ساعت چنده؟ دیرم شده.احساس عجیبی داشتم. به اطراف که نگاه کردم؛ دختر وهمسرم نبودند. بدنم خسته و کوفته شده بود و ذهنم
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.