۳ - النوبة الاولى
الأخلاء یومیذ بعضهم لبعض عدو دوستان همه آن روز یکدیگر را دشمن باشند إلا المتقین ۶۷ مگر پرهیزندگان
یا عباد ای بندگان من لا خوف علیکم الیوم و لا أنتم تحزنون ۶۸ بر شما نه بیم است امروز و نه اندوه
الذین آمنوا بآیاتنا و کانوا مسلمین ۶۹ ای ایشان که بگرویدند و مسلمانان بودند
ادخلوا الجنة در روید در بهشت أنتم و أزواجکم شما و جفتان شما تحبرون ۷۰ شما را شادان میدارند
یطاف علیهم بر ایشان میگردانند بصحاف من ذهب و أکواب کاسه های زرین و آبدستهای زرین و فیها ما تشتهیه الأنفس و در آن بهشت است هر چه دلها خواهد و تلذ الأعین و چشمها را خوش آید و أنتم فیها خالدون ۷۱ و شما در آن جاویدان
و تلک الجنة و آن بهشت آنست التی أورثتموها که شما را میراث دادند بما کنتم تعملون ۷۲ بآنچه میکردید
لکم فیها فاکهة کثیرة شما راست در آن میوه های فراوان منها تأکلون ۷۳ از آن میخورید
إن المجرمین فی عذاب جهنم خالدون ۷۴ ناگرویدگان در عذاب دوزخ جاویدان اند
لا یفتر عنهم هیچ کم نکنند و سست از ایشان عذاب آن و هم فیه مبلسون ۷۵ و ایشان در آن عذاب اند فرومانده بیچاره و نومید و خوار
و ما ظلمناهم و بر ایشان ستم نکردیم و لکن کانوا هم الظالمین ۷۶ لکن ایشان ستمکاران بودند
و نادوا یا مالک بآواز خوانند خازن دوزخ را مالک و گویند لیقض علینا ربک تا مرگ راند بر ما قال إنکم ماکثون ۷۷ مالک ایشان را جواب دهد که ایدر خواهید بود
لقد جیناکم بالحق پیغام راست آوردیم بشما در دنیا و لکن أکثرکم للحق کارهون ۷۸ لکن بیشتر شما سخن راست را دشواردار بودید و ناخواه
أم أبرموا أمرا یا ایشان کاری محکم میسازند فراهم فإنا مبرمون ۷۹ ما نیز کاری محکم میسازیم فراهم
أم یحسبون أنا لا نسمع سرهم و نجواهم یا می پندارند که ما نمی شنویم نهان ایشان در دلها و راز ایشان در زبانها بلی آری و رسلنا لدیهم یکتبون ۸۰ و فرستادگان ما بنزدیک ایشان می نویسند
قل إن کان للرحمن ولد گوی اگر رحمن را فرزند بودی فأنا أول العابدین ۸۱ من پیشین کسی بودمی که ننگ داشتمی از پرستش او
سبحان رب السماوات و الأرض رب العرش پاکی و بی عیبی خداوند آسمان و زمین را خداوند عرش عما یصفون ۸۲ از آن صفتها
فذرهم یخوضوا گذار ایشان را تا همان نابکار میکنند و میگویند و یلعبوا و ببازی میزیند حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون ۸۳ تا آن گاه که بآنروز رسند که ایشان را می وعده دهند
و هو الذی فی السماء إله اوست که در آسمان خدا اوست و فی الأرض إله و در زمین خدا هم اوست و هو الحکیم العلیم ۸۴ و اوست آن راست کار راست دانش
تبارک الذی له ملک السماوات و الأرض و برتر است و پاکتر و بزرگوارتر آن خدای که او راست پادشاهی هفت آسمان و هفت زمین و ما بینهما و هر چه میان آن هر دو و عنده علم الساعة و بنزدیک اوست روز رستاخیز و إلیه ترجعون ۸۵ و همه آفریده را با او خواهند برد
و لا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعة و نه پادشاهند ایشان که بخدای میخوانند ایشان را فرود از او بر شفاعت ایشان را إلا من شهد بالحق و هم یعلمون ۸۶ مگر کسی که گواهی دهد براستی و بدل میداند
و لین سألتهم من خلقهم و اگر پرسی ایشان را که آفرید ایشان را لیقولن الله ناچار گویند که الله فأنی یؤفکون ۸۷ پس ایشان را از حق چون برمیگردانند
و قیله یا رب میگوید یا رب إن هؤلاء قوم لا یؤمنون ۸۸ اینان گروهی اند پند بنمیگروند
فاصفح عنهم فراگذار از ایشان و قل سلام و گوی من از پاسخ نابکار گوی بیزارم فسوف یعلمون ۸۹ آری آگاه شوند