۲ - النوبة الاولى
قوله تعالی و جاءت سکرة الموت بالحق آورد مستی مرگ کار راست و داد پاک ذلک ما کنت منه تحید ۱۹ این آن کار و روز است که همه عمر از آن دور باز میشدی
و نفخ فی الصور و دردمند در صور ذلک یوم الوعید ۲۰ آنست آن روز وعید
و جاءت کل نفس و آمد هر تنی فردا معها سایق با او راننده و شهید ۲۱ و گواهی بر
لقد کنت فی غفلة من هذا در بی آگاهی و ناساخته بودی ازین کار و ازین روز فکشفنا عنک غطاءک باز بردیم و برکشیدیم از تو پرده گمان تو فبصرک الیوم حدید ۲۲ چشم تو امروز تیزبین است
و قال قرینه فریشته او گوید دبیر و گواه او هذا ما لدی عتید ۲۳ این آن است که بنزدیک من ساخته و کوشیده و نوشته بود
ألقیا فی جهنم که در افکنید در دوزخ کل کفار عنید ۲۴ هر ناگرویده گردنکشی شوخ
مناع للخیر باز دارنده از گرویدن بخدای معتد مریب ۲۵ اندازه در گذارنده بایمان
الذی جعل مع الله او که با الله خدایی دیگر می بجوید و میپرستد فألقیاه فی العذاب الشدید ۲۶ در افکنید او را در عذاب سخت
قال قرینه دیو او گوید ربنا ما أطغیته خداوند ما من او را بر نافرمانی و گزافکاری نداشتم و لکن کان فی ضلال بعید ۲۷ لکن او خود در بی راهی بود از راه راست دور
قال لا تختصموا لدی گوید نزدیک من جنگ مکنید و خصومت مگیرید و قد قدمت إلیکم بالوعید ۲۸ و پیش از این سخن خویش بشما رسانیده بودم بوعید
ما یبدل القول لدی جز نگردانند سخن من و ما أنا بظلام للعبید ۲۹ و من ستمکار نیستم رهیگان خویش را
یوم نقول لجهنم آن روز که دوزخ را گوییم هل امتلأت پر شدی و تقول هل من مزید ۳۰ و دوزخ گوید انیز داری
و أزلفت الجنة للمتقین و نزدیک آرند بهشت پرهیزکاران را غیر بعید ۳۱ نه دور
هذا ما توعدون این آنست که شما را وعده میدادند لکل أواب حفیظ ۳۲ هر باز گردیده ای را با خدای نگه دارنده
من خشی الرحمن بالغیب او که میترسد از رحمن نادیده او را و جاء بقلب منیب ۳۳ و آید و دلی آرد گراینده با او
ادخلوها بسلام در روید در آن سرای بدرود و آزادی ذلک یوم الخلود ۳۴ آن روز روز جاوید است کان را شب ناید
لهم ما یشاؤن فیها ایشان را در آن هر چه ایشان خواهند و لدینا مزید ۳۵ و نزدیک ما نیز از خواسته و نابیوسیده
و کم أهلکنا قبلهم و چند نیست کردیم پیش از ایشان من قرن هم أشد منهم بطشا ازینان بزورتر بودند و برکونیده تر فنقبوا فی البلاد دور شدند و فراوان رفتند در زمین هل من محیص ۳۶ تا هیچ از مرگ رستند
إن فی ذلک لذکری درین سخن پند است لمن کان له قلب آن کس را که او را دلی زنده است أو ألقی السمع و یا گوش فرا دارد و هو شهید ۳۷ و او دریافت را حاضر است بر جای
و لقد خلقنا السماوات و الأرض بیافریدیم هفت آسمان و هفت زمین و ما بینهما و هر چه در میان آنست فی ستة أیام در شش روز و ما مسنا من لغوب ۳۸ و ماندگی بما نرسید
فاصبر علی ما یقولون شکیبایی کن بر آنچه میگویند و سبح بحمد ربک نماز کن بحمد خداوند خویش قبل طلوع الشمس و قبل الغروب ۳۹ پیش از برآمد آفتاب و پیش از فروشد آفتاب
و من اللیل فسبحه و از شب او را نماز کن و أدبار السجود ۴۰ و پس نماز شب بر وقت دمیدن
و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب ۴۱ گوش بر روزی دار که آواز دهنده آواز دهد از جایی سخت نزدیک
یوم یسمعون الصیحة بالحق آن روز که بانگ شنوند بکار پیش شدنی و فرمان روان ذلک یوم الخروج ۴۲ آنست روز بیرون آمد از گورها
إنا نحن نحیی و نمیت ماییم که مرده زنده کنیم و زنده میرانیم و إلینا المصیر ۴۳ و بازگشت با ماست
یوم تشقق الأرض عنهم آن روز که پاره پاره باز شکافد زمین از ایشان سراعا زودازود ذلک حشر آن فراهم آوردی است و انگیختنی علینا یسیر ۴۴ بر ما آسان
نحن أعلم بما یقولون ما داناتریم از تو بآنچه ایشان میگویند و ما أنت علیهم بجبار و تو بر ایشان نه پادشاهی و نه کامران فذکر بالقرآن من یخاف وعید ۴۵ پند ده بقرآن او را که ترسد از تهدید و وعید من