شمارهٔ ۴۴
اندازهٔ متن
گر صبا را ره نبودی در گلستان کسی
اینقدر بر بلبلان کی سوختی جان کسی؟
پای چون محکم کنم در بزم سرگرمان عشق؟
گر نخیزد شعله چون شمع از گریبان کسی
قدسی از جود کریمان شرم میآید مرا
دست بیشرمی نخواهم زد به دامان کسی
۳ بیت
گر صبا را ره نبودی در گلستان کسی
اینقدر بر بلبلان کی سوختی جان کسی؟
پای چون محکم کنم در بزم سرگرمان عشق؟
گر نخیزد شعله چون شمع از گریبان کسی
قدسی از جود کریمان شرم میآید مرا
دست بیشرمی نخواهم زد به دامان کسی
تا به کی بر لب به جای باده خون آرد کسیگر به گلچیدن رود، داغ جنون آرد کسی