شمارهٔ ۸
اندازهٔ متن
تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
بر تیر و کمان خویشتن خندیده ست
در حیرتم از کمان تو کاو خود را
بر دست تو زد مگر سرش گردیده ست
۲ بیت
تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
بر تیر و کمان خویشتن خندیده ست
در حیرتم از کمان تو کاو خود را
بر دست تو زد مگر سرش گردیده ست
آن کرّه که بد سبق ز گردون بردهاینک مسکین به پای آخر مرده