شمارهٔ ۲۲
اندازهٔ متن
جانا ز غم تو هیچ خوشتر نآید
کار دل من جز به غمت برنآید
وین دل که مراست کز همه جان گردد
تا خون نشود به چشم اندر نآید
۲ بیت
جانا ز غم تو هیچ خوشتر نآید
کار دل من جز به غمت برنآید
وین دل که مراست کز همه جان گردد
تا خون نشود به چشم اندر نآید
آن کرّه که بد سبق ز گردون بردهاینک مسکین به پای آخر مرده