شمارهٔ ۷
اندازهٔ متن
ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست
ای جان به چه زندهای که جانانت نیست
ای صبح نه وصلی تو که پیدا نشوی
ای شب نه غم منی که پایانت نیست
۲ بیت
ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست
ای جان به چه زندهای که جانانت نیست
ای صبح نه وصلی تو که پیدا نشوی
ای شب نه غم منی که پایانت نیست
تا چند دل آزاری و رخ برتابیتا چند جفا نمودن و بیتابی