شمارهٔ ۲۳
اندازهٔ متن
باز از سر ناز می به اغیار ده است
وز آتش رشک بر دلم داغ نه است
چون شیشه می ز تلخکامی در بزم
میخندم و گریه در گلویم گره است
۲ بیت
باز از سر ناز می به اغیار ده است
وز آتش رشک بر دلم داغ نه است
چون شیشه می ز تلخکامی در بزم
میخندم و گریه در گلویم گره است
ای صید غمت هنوز صد عربدهجویگفتم نشنیدی که ره عشق مپوی