۴۵۸- مولانا آزاد یزدی
اندازهٔ متن
آزاد وار میگردد و گاهی شعری میگوید این مطلع از اوست :
بطرف گلستان بودم که ناگه شد دل از دستم
عجب شاخ گلی دیدم چو غنچه دل بر او بستم
۱ بیت
آزاد وار میگردد و گاهی شعری میگوید این مطلع از اوست :
بطرف گلستان بودم که ناگه شد دل از دستم
عجب شاخ گلی دیدم چو غنچه دل بر او بستم
غبار غیر ز غیرت بگرد دامانششب هجر است رحمی کن بر آی ای جان من از تن