شمارهٔ ۲
اندازهٔ متن
یک تازیانه خوردی بر جان از آن دو چشمشْ
کز درد او بماندی مانند زردسیب
کی دل به جای داری در پیش چشم او
کو چشمشْ را به غمزه بگرداند از وریب
یا رب بیافریدی رویی بدین مثال
خود رحم کن بر امت وز راهشان مکیب
۳ بیت
یک تازیانه خوردی بر جان از آن دو چشمشْ
کز درد او بماندی مانند زردسیب
کی دل به جای داری در پیش چشم او
کو چشمشْ را به غمزه بگرداند از وریب
یا رب بیافریدی رویی بدین مثال
خود رحم کن بر امت وز راهشان مکیب
خنک این آفتاب و زهره و ماهکه نباشند جاودانه تباه