شمارهٔ ۶۶
اندازهٔ متن
زادوش، عطارد، آن که نخوانیش جز دبیر
یک نام او عطارد و یک نام اوست تیر
عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من
ابر بهارگاهی و بُختور در مَطیر
گیتی چو گاو نیک دهد شیر مر ترا
خود باز بشکند به کرانه، خُنورِ شیر
۳ بیت
زادوش، عطارد، آن که نخوانیش جز دبیر
یک نام او عطارد و یک نام اوست تیر
عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من
ابر بهارگاهی و بُختور در مَطیر
گیتی چو گاو نیک دهد شیر مر ترا
خود باز بشکند به کرانه، خُنورِ شیر
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اویکاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی