شمارهٔ ۵۲
اندازهٔ متن
عشقی آن نخل خرد پرور بستان سخن
که به سیل اجل از دهر برآمد بیخش
میشنیدم ز چپ و راست که عشقی
متفکر چو شدم بود همان تاریخش
۲ بیت
عشقی آن نخل خرد پرور بستان سخن
که به سیل اجل از دهر برآمد بیخش
میشنیدم ز چپ و راست که عشقی
متفکر چو شدم بود همان تاریخش
همای آشیان سلطنت شهزاده سلطانممه خورشید پرتو مه چه رایات سلطانی