رباعی شمارهٔ ۳۳۱
اندازهٔ متن
چون پای همی تحفه برد هر جایم
وز پای به پای آمدنی میآیم
دستم شکند فلک من این را شایم
آری چو گزیز نیست باری پایم
۲ بیت
چون پای همی تحفه برد هر جایم
وز پای به پای آمدنی میآیم
دستم شکند فلک من این را شایم
آری چو گزیز نیست باری پایم
ای محنت هجر بر دلم سر ناییوی دولت وصل از درم در نایی