شمارهٔ ۱۴
عطار، مختارنامه، باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
اندازهٔ متن
از مال همه جهان جوی داری تو
وز خرمن عالم دروی داری تو
تو مرد عیان نهای که از هرچه که هست
گر خواهی وگرنه پرتوی داری تو
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
از مال همه جهان جوی داری تو
وز خرمن عالم دروی داری تو
تو مرد عیان نهای که از هرچه که هست
گر خواهی وگرنه پرتوی داری تو
جان نتواند ز عشق بر جای بُدنتن نتواند زعشق بر پای بُدن