رباعی شمارهٔ ۱۴
اندازهٔ متن
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
گفتا: قدمی ز آرزو زآن سو نه
کاین کار به آرزو نمی آمد راست
۲ بیت
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
گفتا: قدمی ز آرزو زآن سو نه
کاین کار به آرزو نمی آمد راست
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشاییهرگز ندهند دیدهها بینایی