رباعی شمارهٔ ۴۸
اندازهٔ متن
ای کرده فریبنده جهانت گستاخ
می آیی و می روی در او پهن و فراخ
گویی نرسد مرگ به من؛ چون نرسد؟
نه پای وی آبله، نه کفشش سوراخ
۲ بیت
ای کرده فریبنده جهانت گستاخ
می آیی و می روی در او پهن و فراخ
گویی نرسد مرگ به من؛ چون نرسد؟
نه پای وی آبله، نه کفشش سوراخ
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشاییهرگز ندهند دیدهها بینایی