رباعی شمارهٔ ۱۱۲
اندازهٔ متن
گر فضل کنی ندارم از عالم باک
ور قهر کنی، شوم به یک بار هلاک
روزی صد بار گویم ای صانع پاک
مشتی خاکم، چه آید از مشتی خاک
۲ بیت
گر فضل کنی ندارم از عالم باک
ور قهر کنی، شوم به یک بار هلاک
روزی صد بار گویم ای صانع پاک
مشتی خاکم، چه آید از مشتی خاک
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشاییهرگز ندهند دیدهها بینایی