رباعی شمارهٔ ۱۴۷
اندازهٔ متن
ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو
دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام
انگار درون نیامدی، بیرون شو
۲ بیت
ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو
دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام
انگار درون نیامدی، بیرون شو
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشاییهرگز ندهند دیدهها بینایی