رباعی شمارهٔ ۱۷۰
اندازهٔ متن
گر تو به خود و حال خود در نگری
بر تن همه پوست همچو جامه بدری
از خوردن نان و آب بینی که همی
جز زهر نیاشامی و جز خون نخوری
۲ بیت
گر تو به خود و حال خود در نگری
بر تن همه پوست همچو جامه بدری
از خوردن نان و آب بینی که همی
جز زهر نیاشامی و جز خون نخوری
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشاییهرگز ندهند دیدهها بینایی