رباعی شمارهٔ ۱۸۰
اندازهٔ متن
ای تو به مجردی نرفته گامی
چهات زهرهٔ آن بود که جویی کامی
تو درد فراق نیمه شب برده نهای
در صحبت او کجا رسی تا خامی
۲ بیت
ای تو به مجردی نرفته گامی
چهات زهرهٔ آن بود که جویی کامی
تو درد فراق نیمه شب برده نهای
در صحبت او کجا رسی تا خامی
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشاییهرگز ندهند دیدهها بینایی