دفتر شعر
۱۷۹ شعر در این دفتر
چون نیست شدی هست ببودی صنماچون خاک شدی پاک شدی لاجرما
مهمان تو خواهم آمدن جانانامتواریک وز حاسدان پنهانا
چونان شدهام که دید نتوانندمتا پیش تو ای نگار ننشانندم
کمال دوستی از دوستان بی طمعیستچه قیمت آرد آن خیر کش بها باشد
بوالعجب یاری ای یار خراسانیچاکر بوالعجیبهای خراسانم
آزادی و عشق چون همی نامد راستبنده شدم و نهادم از یکسو خاست