دفتر شعر
۱۳ شعر در این دفتر
ذات حق در جهات مینایدکم نگردد ز هیچ و نفزاید
کی و کو، چند و چون و چیست، چراهست از اوصاف «انتم الفقرا»
در مقامی که عشق همخانه استنفی و اثبات هر دو بیگانه است
چند در نفی دیگران پیچینفی خود کن که هیچ بر هیچی
مگر از شبلی آن یکی پرسیدچون ورا دید مرد دانش و دید
دید بابا حسن ز رنج وفاتعامیی اوفتاده در سکرات
اهل تشبیه نحس یاوه درایچون خودی را گرفتهاند خدای
ابلهی را چه گفت نرادیکه مرا کن به نرد ارشادی
قول تشبیه اولاً ز یهودخاست، پس رافضی بر آن افزود
متکلم به ذات گفت چو ماستبه صفات است کو ز خلق جداست
از نصارا چو صوفیان فضولگشت مشهور اتحاد و حلول
خانۀ زال داشت یک روزنتنگ مانند منفذ سوزن
نقل دارم از حجة الاسلامکه: «پدید آمد اندر این ایام