دفتر شعر
۹ شعر در این دفتر
خوش باشد عشق خوبروییکز خوبی خود خبر ندارد
افراز ملوک را نشیبی است مکندر هر دلکی از تو نهیبی است مکن
چیست دنیا و خلق و استظهارخاکدانی پر از سگ و مردار
آلوده شد بحرص درم جان عالمانوین خواری از گزاف بدیشان نمیرسد
منه مال کان ترا نیستترا گردد چو در دادن شتابی
زالکی کرد سر برون ز نهفتکشتک خویش خشک دید بگفت
زیاده المرء فی دنیاه نقصانو ربحه غیر محض الخیر خسران
ما پشت سوی جهان شادی کردیمزین پس رخ زرد ما و دیوار غمش
هر دل نکشد بار بیان سخنمهر جان نچشد ذوق ز جان سخنم