دفتر شعر
۳۱ شعر در این دفتر
باید ار میخواهی ایدل همدم جانان شدنتن رها کردن بکلی پای تا سر جان شدن
مرد که بر کند دل ز صحبت نادانبر خرد افزاید و بکاهد نقصان
ایدل ار خواهی بسر آهنگ افسر داشتنکشور تجرید را باید مسخر داشتن
ایکه خواهی در ولایت شهر یاری داشتندر طریق فقر باید خاکساری داشتن
مرد که بر کند دل ز آرزوی تنمرد همانست غیر او همگی زن
از پی تشکیل حل ز عقد خراسانحل مشاکل کنم بطرزی آسان
آمد دم سپید دم آن ماه لشکریتابنده تر بروی ز خورشید خاوری