دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
آراست روزگار به آیین داد تختدولت به بارگاه سعادت نهاد تخت
روز قیامتست صباح عشور توای تا صباح روز قیامت ظهور تو
چه شد یا رب که خورشید درخشان بر نمی آیدقیامت شد مگر کان ماه تابان بر نمی آید
ای زغیب الغیوب کرده نزولبسراپرده ی نفوس و عقول